تبليغاتX
کلاغ سیاه

کلاغ سیاه

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388 1:46 بعد از ظهر توسط بابک |


شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد

 

انسانها همانند رودخانه اند هر چه عمیق تر باشند ارام ترند

صد سال بعد از مرگ من گر بشگافی قبر من خواهی شنید از قلب من دوستت دارم دوست من

میدونی دلیل کسوف وخسوف چیه ؟چون خورشید وماه واسه دیدنت دعوا میکنن

زندگی شهد گلی است که زنبورعسل ان را خواهد خورد هر چه میماندعسل خاطره هاست

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی باقلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

میگویند شقایق ها نمیمیرند *بس تورادوست دارم تا مرگ شقایق ها

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 6:9 بعد از ظهر توسط بابک |


بیگناه




+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 3:58 بعد از ظهر توسط بابک |


خدایا کمک کن

+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388 5:58 بعد از ظهر توسط بابک |


 

اگه تو آسمون بشی                     مثل پرنده ها می شم

رنگین کمون اگه بشی                   تو آسمون رها می شم

تو آسمون شو من زمین                 تو حلقه شو منم نگین

از همه دیوونه ترم              می خوای بپرس می خوای ببین

تو عشق تو اسیر می شم                  به خاطر تو پیر میشم

بگو که می مونی پیشم            هر چی بخوای همون میشم

تشنه بشی دریا می شم                 تنها بشی تنها می شم

روز نخواستی شب می شم        واسه تو جون به لب می شم

تو عشق تو اسیر می شم                   به خاطر تو پیر میشم

بگو که می مونی پیشم             هر چی بخوای همون میشم

آروم شی بی صدا می شم           نفس بخوای هوا می شم

سوار رویاهام به من                            مثل همه نگاه نکن

تو ماجرای عشق تو                         شاهزاده وفا می شم

همین روزا یا می میرم                     یا دیگه دیوونه می شم

منتظر جوابتم                                     خدای نور و ابریشم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 7:44 بعد از ظهر توسط بابک |





مترسک ناز مي کند
کلاغ ها فرياد مي زنند
و من سکوت مي کنم....
اين مزرعه ي زندگي من است
خشک و بي نشان




نمي دانم چرا امشب واژه هايم خيس شده اند

مثل آسماني که امشب مي بارد....

و اينک باران

بر لبه ي پنجره ي احساسم مي نشيند

و چشمانم را نوازش مي دهد

تا شايد از لحظه هاي دلتنگي گذر کنم



صداي جير جيرک ها به گوش مي رسد

سکوت را نوازش مي دهند

و جاي خالي آدم هاي شب نشين را

با نگاهي معصومانه پر مي کنند



ببين اندام تنهاييم را

که در لحظه هاي خاکستري

در انتظار طلوع خورشيد است

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 11:53 بعد از ظهر توسط بابک |


+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387 3:26 بعد از ظهر توسط بابک |


من معتقدم به اين كه،

خدا با من است و من خوشبختم

جز اين چيزي نميتواند باشد.

از حس عاشقونت هیچی به من ندادی من واسه تو چی بودم یه عاشق زیادی
یه سایه که همیشه تو لحظه ها باهاته  هیچ وقت نشد بفهمم چه حسی تو چشاته
من با تو گریه کردم من باتو جون گرفتم چیزی ازت نخواستم چیزی بهت نگفتم
تو دست و کم گرفتی این عشق و سادگیمو به دست تو سپردم تمام زندگیمو


انگار از رو شاخه ی باورمون پر زدو رفت پرنده ی خاطرمون
پر زدو رفت به انتهای بی کسی جایی که دل پر می شه  از دلواپسی


 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 4:25 بعد از ظهر توسط بابک |


تا حالا توجه کردید که همیشه چیزی در این آسمان هست که هیچکدوم بهش توجه نمیکنیم؟

چیزی که تو سرما و گرما بالای سر ما می چرخه و شاید از اون بالا ما ها رو مسخره می کنه

چیزی که ما حتی اونقدر براش ارزش قائل نیستیم که نگاش کنیم

راه دور نرید بابا، منظورم همین کلاغ های بدبختین که تو آسمون خدا می چرخند و قار قار می کنند و....

 

 

این بدبخت ها هم عجب حوصله ای دارن

با اون بالهای سیاهشون و اون صدای...همچین وقتی نزدیک می شی بهشون بهت خیره میشن که اینگار می خوای بری خاستگاریشون

من فکر می کردم خودم خیلی اعتماد به نفس دارم ولی دیدم نه بابا این کلاغهای سیاه روی من رو هم سفید کردن

از یه چیز کلاغ ها خوشم مییاد اونم این رنگ سیاهشون.اینجوری وقتی آدم بهشون نگاه می کنه می فهمه با چی سر و کار داره نه مثل بعضی از این آدمها که بد از کلی با هم بودن تازه می فهمی اصلا طرفت رو نشناختی

نمی دونم شاید این کلاغ های نه چندان دوستداشتنی خودشون این جور زندگی رو انتخاب کردند که هیچ وقت به هم اعتماد نکنند

به هرحال کاش ما هم به سیاهی کلاغها بودیم

و کلاغها همچنان بالای سر ما قار قار می کنند

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 6:18 بعد از ظهر توسط بابک |


هر کسي سهم خودش را طلبيد
         سهم هر کس که رسيد
                                داغ تر از دل ما بود
          ولي نوبت من که رسيد
        سهم من يخ زده بود!
            سهم من چيست مگر؟
        يک پاسخ
                  پاسخ يک حسرت!
                                سهم من کوچک بود
                                                  قد انگشتانم
                                                عمق آن وسعت داشت
                       وسعتي تا ته دلتنگيها
               شايد از وسعت آن بود

                                        که بي پاس ماند…!

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 6:6 بعد از ظهر توسط بابک |


 

 

زندگی عشق است.......

                
   از ديگران تقليد نکن ، خود را بشناس و آنچه هستي باش ، بدان که در دنيا کسي مثل تو نيست

  ما آدما آنچنان زندگی می کنیم که گویی هرگز نخواهیم مرد ، آنچنان می میریم که گویی     هرگز    نبودیم

 

   شب که شد برای از دست دادن خورشید گریه نکن چون ستاره ها رو هم از دست میدی

   هرگاه احساس كرديد جزئى از اكثريت هستيد ؛ زمان احيا و اصلاح فرارسيده است

   خطا کردن یک کار انسانی است ولی تکرار آن یک کار حیوانی است

    از جمله فوايد كار اين است كه روزها را كوتاه و عمر را دراز مى كند

   بهترين درمان براي قلب هاي شكسته اين است كه دوباره بشكند

   موفق نمي شويد ، مگر از كاري كه مي كنيد لذت ببريد

   سخن گفتن و خاموشي به موقع نشانه عقل است

   سعی کنید دلبسته باشید و وابسته نباشید

   هیچ لباسی برازنده تر از تن درستی نیست

   استقامت ما در موفقیت ماست و موفقیت ما در سعادت

   امروز همان فرداایست که دیروز منتظرش بودید

   شرافت به خرد و ادب است نه به ثروت و مال

   دهان زشتگو را با خاموشي وقار بايد بست  

   دوست بداريد تا شما را دوست بدارند

   هر فکر مثبت تو تقدیرت را می آفریند

   یاد بگیریم که با بخشیدن بخشش یاد بگیریم

   آفت کار ، دل نبستن به آن است

   جواب ندادن هم جوابي است

                                     

وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتي مي ميرم برايم نماز مي خوانند

زندگي چقدر کوتاه است فاصلۀ اذان تا نماز

"زندگی"

"هدیه" ی خداوند به شماست

و "شیوه ی زندگی شما"

هدیه ی شما به خداوند.

"زندگی" فی نفسه ، نه رنج و مصیبت است

نه شادی و بهجت.

زندگی یک بوم سفید نقاشی است

و انسان باید هنرمندانه

با آن برخورد کند.

قلم و رنگ در اختیار شماست بهشت را نقاشی کنید

و بعد وارد آن شوید

      چه خوب گفتند  :

  مراقب افکارت باش به گفتارت تبديل مي شود.
  مراقب گفتارت باش به کردارت تبديل مي شود.
  مراقب کردارت باش به عادت تبديل مي شود.
  مراقب عادتت باش به شخصيتت تبديل مي شود.
  مراقب شخيصت خود باش ، آن سرنوشت تو خواهد بود.

   چند مطلب زیبایی دیگر

     زندگی خوردن و خوابیدن نیست

    انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست.

 

    زندگی چون گل سرخی است

 

    پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف.

 

    یاد ما باشد اگر گل چیدیم

 

   عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند.

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387 5:1 بعد از ظهر توسط بابک |


در دل من چیزیست

        مثل یک بیشه نور

                مثل خواب دم صبح

                       و چنان بی تابم که دلم میخواهد

                                  بدوم تا ته دشت

                                           بروم تا سر کوه

                                                   دورها آوائیست که مرا میخواند...

                         سهراب سپهری

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 5:27 بعد از ظهر توسط بابک |


 

خدایا هدایتم کن زیرا میدانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.

خدایا نگذار دروغ بگویم زیرا دروغ ظلم کثیفی است.

محتاجم نکن که تهمت به کسی بزنم زیرا تهمت خیانت ظالمانه ای است.

خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا که کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.

 خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم

که بی احترامی به یک انسان همانا کفر خدای بزرگ است.

 خدایا مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده

 تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.

خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز

 تا فریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند.

 خدایا من کوچکم ضعیفم ناچیزم پرکاهی در مقابل توفان ها هستم

 به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم

و عظمت و جلال تو را به راستی بفهمم و به درستی تدبیر کنم.

خدایا دلم از ظلم و ستم گرفته است تو را به عدالتت سوگند می دهم

که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار مده.

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387 1:20 قبل از ظهر توسط بابک |


تو اگر باز کني پنجره اي سمت دلت ٬

ميتوان گفت که من چلچله لال توام ٬

مثل يک پوپک سرمازده در بارش برف ٬

 سخت محتاج به گرماي پر و بال توام . . .

 


من گمان مي كردم


دوستي چهار فصلش همه آراستگي است

 
من چه مي دانستم

 
هيبت باد زمستاني هست


من چه مي دانستم سبزه مي پژمرد از بي آبي

 
سبزه يخ مي زند از سردي دي


من چه مي دانستم


دل هر كس دل نيست


قلب ها آهن و سنگ .... قلب ها بي خبر از عاطفه است


من چه مي دانستم

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387 0:59 قبل از ظهر توسط بابک |


 

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 3:44 بعد از ظهر توسط بابک |


+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387 4:20 بعد از ظهر توسط بابک |


Image and video hosting by TinyPic

با توام دیگر ز دردی بیم نیست

هست اگر ٬جز درد خوشبختیم نیست

Image and video hosting by TinyPic

ای دو چشمانت چمنزاران من

داغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم

هر کسی را تو نمی انگاشتم 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 9:38 بعد از ظهر توسط بابک |


+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 3:11 بعد از ظهر توسط بابک |


  هميشــــــــــــــــه ميگفتم ...

  طلـــــــــوع رو دوست دارم ؛

 زندگــــــــــــــــي رودوست دارم،

   اما ميدونـــــــــي ..راستشو بخواي ..

. طلـــــــــوع رو توي نگاه چشماي قشنگت...

 و زنــــــــــــــدگي رو در کنارت ميخوام ...

        دوســـــت دارم يه شب تا صبح بشينم

            و فــــــــــــقط چشماتو نگا کنم  

            تا باوركنم چگونه ديدن و

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387 6:39 بعد از ظهر توسط بابک |


Love Glitters - MySpace Layouts, MySpace Graphics

Red Glitter Heart & Silver Birds Glitters - MySpace Layouts, MySpace Graphics

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 2:7 قبل از ظهر توسط بابک |


     دفتر عشـــق كه بسته شـد
     ديـدم منــم تــموم
شــــــــــــــــــدم
    خونـم حـلال ولـي
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
    به پايه تو حــروم
شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
    اونيكه عاشـق شده
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
    بد جوري تو كارتو
مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
    براي
فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
    حالا
بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
    تــــموم
وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
    بـه
نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
    غــرور لعنتي
ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
    بازي
عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
    از
تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
    از
دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
    چــرا
گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
    چــــــــراغ
ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
    دوسـت
ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
    فردا بـه آفتاب وا
بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
    چه خوب ميشه تصميم
تــــــــــــــــــــــــــــــــو
    آخـر مـاجرا
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
    دسـت و دلت
نلــــــــــــــــــــــــرزه
    بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو

    ازاون كه
عاشقــــت بود
    بشنواين
التماسرو
    ــــــــــــــــــــــ

    ـــــــــــــــ

    ـــــــــــ

    ـــــــ

    ــــ

    ـ

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 8:31 بعد از ظهر توسط بابک |


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 8:1 بعد از ظهر توسط بابک |


 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگهنمی خوامت

 معشوقي از عاشقش پرسيد:من قشنگم؟ عاشق جواب داد : نه . پرسيد دلت ميخواد با من باشی؟ باز جواب داد : نه پرسیداگه ترکت کنم گريه ميکني؟ بازم گفت نه . معشوق با چشمان پر از اشک مي خواست عاشق رو ترک کنه که اون دست معشوق رو گرفت و گفت: تو قشنگ نيستی بلکه زيبايي  من نميخوام با تو باشم من نياز دارم با تو باشم اگه بري گريه نمي کنم ميميرم

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 7:53 بعد از ظهر توسط بابک |


چه زیباست بخاطر تو زیستن

وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛

وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛

و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو،

مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت،

زندگی چه تلخ وناشکیباست. ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست،

وایکاش میدیدی قلبی راکه فقط؛

برای تو می تپد

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 7:49 بعد از ظهر توسط بابک |


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 7:47 بعد از ظهر توسط بابک |


YYYYYYYYYYYY

عشق :

عشق آتش است اما آتشی سرد با وجود این باید در این آتش سوخت زیرا این آتش تطهیر کننده است. این آتش فقط برای تطهیر کردن می سوزاند ناخالصی است که می سوزد و طلای خالص باقی می ماند .
 
بدین سبب عشق رنج آفرین است زیرا خواهان خراب کردن ماست تا دوباره آباد کند دانه باید شکسته شود وگرنه درخت چگونه می تواند متولد گردد؟
 
رود باید به انتها برسد وگرنه چگونه می تواند به دریا ملحق شود؟
 
بنابر این راحت باشیم و بگذاریم سوخته شویم وگرنه چگونه می توانیم متولد گردیم و خویشتن خویش را بیابیم؟

گل انسان را با کیمیای عشق سرشتند تا زیبایی و شکوه معشوق را دریابد
جرعه ای از شراب عشق به او نوشاندند تا مست دیدار معشوق گردد.چه او نیز در
جستجوی عاشقی بود تا به او عشق بورزد.
آنکه از این کیمیا بهره ای نگرفته شکوه حیات را در نمی یابد و در تنهایی ره می سپارد.
و من در این تلاطم خشونت و دشمنی به دنبال جرعه هایی از چشمه زلال و گوارای
عشق تا شاید تشنگی را فرو نشانم در اندیشه روزگار بهترم
دور از دوروئی و حسد کینه و بی معرفتی و بیش از بیش تشنه دیدار او که
عزلت و دلمردگی نفرت و نومیدی را به
سر زندگی و شور و مهر و عشق مبدل سازد.

همان طور که گفته شد عشق مثل آتشی است اما تطهیر کننده است و به عاشق آرامش می بخشد .

عاشق وقتی از معشوق دور است احساس ها دارد :

احساس غربت ، احساس دوری ، احساس غم و نگرانی بر وجود او شرر می زند و او را از درون می سوزاند .

وقتی به معشوق نزدیک است احساس راحتی و آرامش می کند و این آرامش را تا ابد دوست دارد و دوست دارد با این آرامش سیر کند .

وقتی عاشق از معشوق خود فاصله می گیرد غم دوری ، غم تنهایی و نگرانی بر وجود عاشق نفوذ می کند و آرامش را باز از او می گیرد .

همانند بچه ای که دور از آغوش مادر جای دگری را برای آرامش پیدا نمی کند

( همانند موسی که آغوش مادر را طلب می کرد

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 7:43 بعد از ظهر توسط بابک |


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 7:39 بعد از ظهر توسط بابک |


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 7:19 بعد از ظهر توسط بابک |


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 7:17 بعد از ظهر توسط بابک |


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 7:16 بعد از ظهر توسط بابک |


X

کی میگه که کلاغ زشته..


خدا هیچ کی رو زشت نیافریده


...تقديم به

ID: kalagh_siah66

tel: 09355576890


Home
Email
Night Skin

Archives

هفته اوّل آذر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته سوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386



Links

راز پنهان
نيمه شب
سخن دل(سارا)
قالب های جدید
عاشقانه ها با ترانه ها
نايت اسكن
آچار فرانسه
دانلود موزيك
كمياب آنلين(سايت ابزار )دانلود
دختر غريب
كد هاي خفن
سنگ تيپا خورده(زهرا)
لوازم ارايشي و بهداشتي
مسافر خسته(نازنين)
دل ديوونه(رسول كرمانشاهي)
زير بارون با تو(الهام)
فوتوشاپ
وبلاگ نویسان(قالب)
آتش
بركه اشك(پريا)
خدمات وبلاگ
آنتی پسر(پسر کشون)
استقلال
اندکی عاشقانه زیر باران بمان(الهام)
چند کلیک تا زیبایی
قالب هاي موسوي
من و دل(حانیه)
قالب پارس
گلشیفته فراهانی
كتابخانه ملي ايران
عكس بازيگران و بيو گرافي آنها
كشاورزی
کشاورزی حکمت
کد آهنگ
مدیریت
دیار خوش نیشان کرمانشان
سایت پرفسور کزازی
زحل
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها: